رفتارهایی که سیستان را آرامآرام میکشد/ از استدراج و عادیسازی بحران تا قورباغهپز شدن مردم
سیستان امروز در تلهی دو پدیدهی مرگبار گرفتار شده است: استدراج و عادیسازی بحران. به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اخبار سیستان و بلوچستان سالهاست که گردوغبار، طوفان، بیآبی و بیعملی مسئولان، پلهپله مردم را به مرز فرسودگی کشانده است. استدراج یعنی سقوط تدریجی در حالی که نشانههای خطر را نادیده میگیریم؛ عادیسازی یعنی خو گرفتن
سیستان امروز در تلهی دو پدیدهی مرگبار گرفتار شده است: استدراج و عادیسازی بحران.
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی اخبار سیستان و بلوچستان سالهاست که گردوغبار، طوفان، بیآبی و بیعملی مسئولان، پلهپله مردم را به مرز فرسودگی کشانده است. استدراج یعنی سقوط تدریجی در حالی که نشانههای خطر را نادیده میگیریم؛ عادیسازی یعنی خو گرفتن به همین سقوط، تا جایی که دیگر فاجعه به بخشی از زندگی روزمره بدل میشود. این ترکیب، برای یک منطقه، سم آرامبخش و مرگآور است.
گرمای بالای ۵۰ درجه، دو نوبت قطعی برق در روز، طوفانهای سنگین و گردوغبارهای خفهکننده، و قطع آب هیرمند توسط طالبان، معیشت ۴۶ هزار بهرهبردار کشاورزی را نابود کرده است. نه آب هست، نه درآمد، نه حداقل معیشت برای بقا. این بحران، تنها زیستمحیطی نیست؛ امنیت غذایی، اقتصادی و حتی اجتماعی سیستان را فروپاشیده است. با این حال، دولت به جای اولویت دادن به احیای آب کشاورزی در استان یا تأمین درآمد اضطراری، به ساخت جاده مشغول است؛ جادهای که وظیفهی بدیهی هر دولت است و در اولویت بعدی قرار دارد، اما پاسخ هیچیک از این بحرانها نیست.
فرصتهای اقتصادی که میتوانستند بخشی از بیکاری گسترده را جبران کنند، یکییکی بیاثر شدهاند. منطقهی آزاد سیستان، که ظرفیت داشت تجارت و خدمات را جان تازهای ببخشد، به کولهبری محدود و نمایشی در حد یک گذر مرزی تقلیل یافته؛ چیزی شبیه شکلاتی که به دست کودکی میدهند تا مدتی ساکت بماند. معدن مس و طلای جانجا که قرار بود اشتغال بزرگی ایجاد کند، در محاق رفتارهای سرمایهداری گم شد. از حقابهی کشاورزی و جبران خسارت نکشت هم خبری نیست.

این بیعملیها فقط سفرهی مردم را کوچک نکرده، بلکه ریشهی کرامت آنها را هم هدف گرفته است. خدمات دولتی در بیمارستانها و بعضی از ادارات، با بیتوجهی و عدمتکریم گره خورده، تا جایی که مردم در کنار مشکلات معیشتی، تحقیر روزمره را هم تجربه میکنند. جامعهای که هم معیشتاش و هم شأناش آسیب دیده و حتی توان مطالبهگری نیز ندارد.
امروز مردم سیستان، مانند قورباغهای که بهآرامی در آب داغ میپزد، به شرایطی خاص خو داده میشوند؛ بیآنکه بفهمند خطر از هشدار گذشته و به مرگ نزدیک شده است. اگر دولت فوراً و جدی وارد عمل نشود، فردا دیگر فرصتی برای جبران نخواهد بود. و آن روز، هیچ جاده یا پروژهی عمرانی نمیتواند مردمی بیآب، بینان و بیامید را به مقصدی امن برساند.
انتهای پیام/ عباس نورزائی
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰