تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۱ - ۶:۴۰
کد خبر : 4112

به قلم وحید حاج سعیدی

زنگ خطر کاهش سن استفاده از مواد مخدر ، روان گردان ها، الکل و …، به صدا درآمده است! جولان نوجوانان در اورژانس بیمارستان ها!

زنگ خطر کاهش سن استفاده از مواد مخدر ، روان گردان ها، الکل و …، به صدا درآمده است! جولان نوجوانان در اورژانس بیمارستان ها!

عقربه های ساعت، دو نیمه شب را نشان می دهند. اورژانس بیمارستان کماکان شلوغ است. زوزه کشدار آژیر آمبولانس سکوت خیابان منتهی به بیمارستان را می شکند و آمبولانس با سرعت وارد حیاط بیمارستان می شود.   به گزارش پایگاه خبری سیستان و بلوچستان مصدوم نوجوان 15 ساله ای است که بعد از یک پارتی

عقربه های ساعت، دو نیمه شب را نشان می دهند. اورژانس بیمارستان کماکان شلوغ است. زوزه کشدار آژیر آمبولانس سکوت خیابان منتهی به بیمارستان را می شکند و آمبولانس با سرعت وارد حیاط بیمارستان می شود.

 

به گزارش پایگاه خبری سیستان و بلوچستان مصدوم نوجوان 15 ساله ای است که بعد از یک پارتی شبانه، حین انجام حرکات نمایشی با موتور با یک کامیون برخورد کرده است و دچار جراحات شدید شده است. دیگر سرنشین موتورسیکلت در صحنه تصادف فوت شده است. کادر درمان خسته از روزهای خاکستری کرونا و شیفت های متوالی بدون مرخصی، حال باید به نوجوانی که نیمه شب هوس انجام حرکات نمایشی در خیابان های بی کسی و بی صاحبی کرده است، خدمات شایسته ای ارائه کنند!
این روزها اورژانس بیمارستان ها پر است از صدای ناله ها و ضجه های نوجوان هایی که در غفلت و بی تفاوتی محض خانواده ها، با کاهش سطح هوشیاری در اثر مصرف الکل یا قرص های روان گردان در گعده های دوستانه و پارتی های شبانه، دست و پای خونین و مالین ناشی از تصادف، درگیری با همسالان و یا با آسیب های جدی ناشی از خودکشی و خودزنی و …. به بیمارستان منتقل می شوند.
کاهش سن مصرف الکل، مواد مخدر و روان گردان، خودکشی های نمایشی و واقعی، استفاده از وسایل نقلیه موتوری بدون داشتنی صلاحیت فنی و گواهینامه، خودزنی و ایراد جراحات عمدی، درگیری، نزاع و استفاده از سلاح سرد و … در بین نوجوانان، ژانر جدیدی از مراجعات به مراکز درمانی را پدید آورده است که با وجود تخت های اشغال شده توسط بیماران کرونایی، کمبود پرسنل و تجهیزات، خستگی مفرط و فرسودگی کادر درمان و …، ارائه خدمات به این افراد، باعث به وجود آمدن چالش های جدی در بیمارستان های سراسر کشور شده است!
به راستی کادر خسته و بی رمق درمان چه گناهی کرده اند که باید تاوان بی مبالاتی ها و سهل انگاری های خانواده هایی را بپردازند که قادر نیستند، حتی در منزل خود را قفل کنند یا سوئیچ وسیله نقلیه را در جایی دور از دسترس قرار دهند که نوجوان شان نیمه شب هوس هنر نمایی با موتور و انجام حرکات نمایشی در خیابان ها نکند؟! کجای عرف و قانون نوشته است که خانواده تلاشی برای تربیت فرزند نکند ولی کادر درمان موظف باشد صبورانه طوری که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و نه کسی متوجه ماجرا شود، قرص های کمبود محبت را از معده دختر 14 ساله خارج کنند و معدۀ شستشو شده را تا خودکشی نمایشی بعدی، تحویل خانواده دهند؟! و یا از نیمه شب تا طلوع آفتاب زخم ها و جراحت های بدن نوجوان هایی را بدوزند که به جای عقل و شعور، هورمون برایشان تصمیم گیری می کند؛ تازه آزادی های بیشتری هم می خواهند!


بی تعارف در حال تربیت نسلی هستیم که ادب و احترام و به قولی «تافتن از رای مادر و بافتن دل دردمندش به آذر» در قاموس شان هیچ جایگاهی ندارد و توصیه به آموزه های اخلاقی، اجتماعی، بهداشتی، مذهبی، فرهنگی و تربیتی هم برایشان در حکم یاسین خواندن به گوش چهارپا است!
سوگمندانه وقتی پلیس یا مسئولان قضایی نسبت به دستگیری یا توقیف وسیله نقلیه نوجوانان متخلف و هنجار شکن اقدام می کنند، گویی اسب شاه یابو خطاب شده است و خانواده به واسطه داشتن ثروت، پهن کردن یک سفره انتخاباتی و یا رفاقت و نسبت خانوادگی پدر با فلان مسئول، کوچکترین بی حرمتی به فرزندشان را بر نمی تابند و به زمین و زمان متوسل می شوند تا علاوه بر عذر خواهی ماموران و آزادی فرزندشان، وسلیه نقلیه را هم همان شب از توقیف خارج سازند!
بماند که والدین این نوجوانان هنگام مراجعه به بیمارستان در زمان بروز حادثه برای فرزندان شان، از زمین و زمان طلبکار هستند و تمام مسئولان نظام را از صدر تا ذیل مورد عنایات و توجه ویژه قرار می دهند! بعد هم در قبال شاهکار فرزندشان با تهدید و ارعاب و حتی درگیری و تخریب تجهیزات بیمارستان، از کادر خسته درمان انتظار دریافت خدماتی شبیه به بیمارستان هالیفکس تورنتو دارند! راستی یادمان نرود از بین همه ساختمان های موجود در ادارات کشور تنها فضایی که از نوجوان 12 ساله گرفته تا پیرزن 80 ساله در آن فحاشی می کنند و درصدند سقفش را روی سر پرسنلش خراب کنند، همین ساختمان اورژانس است که مشخص نیست کادر درمانش فحش خور ملسی دارند یا مشکل از سقف اورژانس بیمارستان است؟!

ای کاش می توانستیم کمی از بار رسالت تربیت فرزندان را روی دوش خانواده ها بگذاریم! ای کاش می توانستیم به پدری که از شنیدن خبر اولین مصرف الکل توسط فرزندش، لبخند می زند، اخم کردن و روی ترش کردن یاد…

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.